کد خبر : 346386
زمان انتشار : 12:15:00 - 1399/01/03
پایگاه خبری محیط زیست ایران
بررسی ابعاد بیوتروریسم ویروس کرونا
جمهوری اسلامی ایرن با استفاده از تجربیات مبارزه با ویروس کرونا می تواند فرصتی ایجاد کند تا پایگاه اصلی مبارزه با تهدیدات بیوتروریسمی در منطقه باشد و زیرساخت ها و آزمایشگاه های بیولوژی و ویروس شناسی با مدرن تر تجهیزات را مهیا کند.

به گزارش پایگاه خبری محیط زیست ایران، شیوع ویروس کرونا در جهان و به ویژه در کشورهایی مانند چین و ایران، فرضیه های متعددی را درباره منشاء اصلی این شیوع مطرح کرده است. از جمله می توان به منشا طبیعی، آزمایشگاهی و بیوتروریسمی اشاره کرد. فرضیاتی مبنی بر عمدی بودن انتشار ویروس کووید - ۲۰۱۹ مطرح است که عامل اصلی چنین اقدامی را آمریکا و در مرحله بعد چین معرفی کرده اند. از آنجایی که ایران در سه هفته نخست اسفند ۹۸ با گستردگی تقریباً تمامی کشور با ویروس کرونا درگیر شد، برخی از مسئولان و مقامات کشوری و نظامی از احتمال هدف گرفتن کشور با یک حمله بیولوژیک خبر دادند و فرضیات به این وسیله درباره بیوتروریسم قوت بیشتری گرفت.

مؤسسه اسرا در گزارشی به بررسی ابعاد و نظرات مختلف مقامات و برخی از تحلیل گران درباره احتمال حمله بیولوژیکی پرداخته است. در این فرضیه، ایران به دلیل مقاومت در برابر سیاست فشار حداکثری آمریکا، هدف حملات پیچیده و ترکیبی در حوزه های مختلف اقتصادی، رسانه ای، روانی، سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی قرار گرفته و هدف نهایی نیز سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و حتی تجزیه ایران است. جامعه پذیر کردن ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی در بحران ها نیز در چنین قالبی قابل تعریف است. نظامی که توانایی لازم برای حفظ امنیت و سلامت جامعه را ندارد و در نهایت محکوم به کناره گیری از طریق زور و انقلاب است. مقابله با چنین حجمی از تهدیدات به ویژه تهدیداتی که سلامت و روان جامعه را با خطر روبه رو می سازد، نیازمند تمهیدات ویژه برای ایجاد بازدارندگی است. در گزارش این سعی شده تا پاسخ هایی برای توسل احتمالی به بیوتروریسم علیه ایران ارائه شود.

هدف از این گزارش بررسی دقیق احتمالات و نظرات مرتبط با جنگ بیولوژیک، ارائه تصویری از میزان واقعی بودن یا نبودن بیوتروریسم، نگاهی به راهکارها برای طرح موضوع بیوتروریسم در جامعه و اقدامات رسانه ها در زمان شروع کرونا و بررسی بیوتروریسم است.

شیوع ویروسی از خانواده رویاها در چین در اواخر سال ۲۰۱۹، باعث شکل گیری مباحث فراوانی پیرامون منشا آن شده است. کووید ۲۰۱۹ که با نام کرونا در رسانه ها و محافل عمومی شناخته می شود، ویروسی است که علائمی مشابه آنفلوآنزا و سرماخوردگی دارد و دستگاه تنفسی فرد را به شدت درگیر می کند. این بیماری در افراد مستعد به خصوص با زمینه های بیماری تنفسی، ریوی، قلبی و در کل ضعف سیستم ایمنی وضعیت بحرانی ایجاد می کند و می تواند باعث مرگ بیمار شود، در ماه پایانی سال شمسی در ایران گزارش هایی از انتشار ویروس کرونا در شهر قم از مراجع رسمی منتشر شد. پیش از این نیز برخی از منابع غیر رسمی در اواخر بهمن ماه از ابتلا و مرگ چند نفر بر اثر کرونا خبر داده بودند. ابعاد شیوع و درگیری شهر های ایران در هفته دوم و سوم اسفند، ابعاد اپیدمیک و بحرانی به خود گرفت و آمارها به مرور به سمت وضعیت غیرقابل باوری پیش رفت. در این میان برخی از مسؤولین و مقامات نیز به این ویروس مبتلا شدند و عده ای از آنها به علت کرونا درگذشتند.

در این میان با شیوع بالا و درگیر شدن برخی از کشورها با رقابت های سیاسی و اقتصادی، اخبار و گزارش هایی از وجود منشا بیوتروریسمی کرونا انتشار یافته است. انتشار اولیه کرونا از چین و شهر ووهان و اجبار پکن برای قرنطینه ۸۰ میلیون نفر در زمان سال نو میلادی فرضیه هایی از عمدی بودن شیوع در فضای علمی و رسانه ای بروز داده است که در ادامه به بررسی موضوع و ابعادی که مرتبط با کشور ایران است، می پردازیم.

تروریسم روشی است که بازیگران دولتی و غیر دولتی از طریق روش ها، شیوه ها و تمهیدات خشن و رعب آور برای رسیدن به اهداف سیاسی به کار می برند، گفته می شود. این اصطلاح در چند دهه اخیر به ویژه پس از جنگ جهانی دوم در نظریات روابط بین الملل به صورت گسترده استفاده می شود. در تاریخ بشری ترور و حذف رقبا با این روش بارها اتفاق افتاده و در چند دهه گذشته با توجه به گسترش رسانه ها و شبکه های اجتماعی، تروریسم به یک واژه مرسوم و آشنا برای تمام مردم جهان تبدیل شده است.

بیوتروریسم، یکی از زیر شاخه های اقدامات تروریستی علیه دولت ها و گروه های از سری بازیگران دولتی و غیر دولتی است. اکثر رویدادهای مرتبط با آن به بازیگران دولتی مرتبط می شود. چرا که گروه های ترویستی مانند داعش و القاعده در مرحله نخست برای دسترسی به آن نیازمند دانش فنی و تخصصی هستند و بر اساس برخی تحلیل ها، آنها سعی می کنند تا به جای استفاده از این روش که می تواند خساراتی به پیروان شان نیز وارد کنند از دیگر روش های رعب و وحشت بهره ببرند.

بیوتروریسم و کشتار دسته جمعی انسان ها به واسطه یک عامل بیولوژیکی در محافل علمی و نظامی همواره مطرح بوده و برای فهم پیامدها و خسارات چنین حملاتی می بایست نسبت به آن و نیروی پدافند برای مقابله آگاهی لازم را داشت. در چارچوب شروع کرونا در کشور ایران و درگیر شدن تمامی استان ها، بحثی تحت عنوان حمله بیولوژیکی توسط عامل خارجی شکل گرفته است.

فعالیت های بیوتروریسم و شیمو تروریسم برای ایران ناآشنا نیست و در جنگ تحمیلی توسط رژیم بعث صدام حسین هدف حملات شیمیایی و بیولوژیکی قرار گرفت. این حملات توسط بمب های شیمایی انجام می شد و عامل حمله کننده کاملا مشخص بود. روند رقابت میان قدرت های جهان، عامل دیگری شد تا استفاده از سلاح بیولوژیکی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. سلاحی که از طریق آن نوعی بیماری فراگیر در میان جمعیت انبوه در کشور هدف شیوع پیدا می کند یا برای ترور شخصیت های معروف و مقامات دشمن از عامل بیولوژیک استفاده می شود. بیوتروریسم می تواند در قالب انتشار ویروس، باکتری، امراض مسری  و سرطان زا باشد.

مزیت های استفاده از عوامل بیولوژیک موارد متعددی از جمله عدم تشخیص و شناسایی عوامل بیولوژیک با حواس پنجگانه و نیاز به تجهیزات پیشرفته برای شناسایی، تکثیر سریع عوامل بیولوژیک، امکان پخش عوامل بیولوژیک توسط نیروهای نفوذی، مشکل بودن دفاع در برابر بیوتروریسم، تاثیر مستقیم بر انسان ها، امکان ساخت عوامل بیولوژیک در آزمایشگاه ها با هزینه پایین تر نسبت به سلاح های دیگر، فوری نبودن تاثیر عوامل بیولوژیک و وجود دوره کمون، تبدیل شدن به اپیدمی، بکار گیری آسان، دارای اثرات ثانویه را در بر می گیرد.

سازمان بهداشت جهانی سلاح بیولوژیکی را این گونه تعریف می کند که سلاح بیولوژیکی به میکروارگانیسم هایی مثل و پروس، باکتری، قارچ یا سموم دیگر گفته می شود که عمدا تولید و پخش می شوند تا باعث بیماری و مرگ انسان ها، حیوانات و گیاهان شوند. عوامل بیولوژیکی مانند سیاه زخم، سم بوتولینوم و طاعون موجب می شود زندگی مردم به خطر افتد و در نتیجه شمار زیادی از انسان ها در مدت کوتاهی جانشان را از دست بدهند. ممکن است حمله های بیو تروریستی موجب شیوع بیماری های واگیردار شود، مثل ابولا با ویروس لاسا که از آنها به صورت عوامل بیولوژیکی استفاده شد.

برای بررسی دقیق تر ابعاد بیوتروریستی ویروس کرونا و فرضیه های مطرح شده در جدول زیر به ارائه برخی از این تئوری ها و یافته های علمی و نظرات سیاسی در این رابطه خواهیم پرداخت و در نهایت این موارد تحلیل خواهند شد.

 و اما در ادامه به تحلیل ها و فرضیه ها می پردازیم به طوری که نظرات مختلفی درباره منشا اصلی شیوع ویروس کرونا وجود دارد. عمده نظرات بر روی انتقال آن از حیوان به انسان است و متهم اصلی در این بین نیز خفاش ها معرفی شده اند. این منشا ولی با قطعیت ۱۰۰ درصدی نیست، چرا که منشاء ویروس سارس نیز خفاش معرفی شده بود یا آنکه این ویروس نوع جهش یافته از ویروس دیگری است. اما فرضیات حول منشا بیوتروریسم کرونا که در این گزارش به بررسی آن پرداخته ایم. در این میان نظرات مخالفی نیز وجود دارد و بحث بیوتروریسم را توهم توطئه با تئوری توطئه می دانند و به نقد چنین رویکردی پرداخته اند. 

جنگ بیوتروریستی آمریکا علیه چین؛ تحلیل هایی وجود دارد که کرونا جنگ بیولوژیکی واشنگتن علیه پکن است. در زمان جنگ تعرفه ها، این دو کشور بیشترین تنش را با یکدیگر در چند دهه اخیر تجربه کردند. تنشی که به جنگ تجاری معروف شد. پیشرفت سریع چین در حوزه اقتصادی و تهدید آمریکا در این حوزه، انگیزه لازم برای فلج کردن اقتصاد چین توسط بیوتروریسم را ارائه می کند.

فرار ویروس کرونا از آزمایشگاه های چین و استفاده پکن علیه دیگر کشورها از جمله آمریکا؛ در میان فرضیه های بیوتروریسم، چین نیز متهم شده است. فرضیاتی وجود دارد که چین به طور عمدی یا غیر عمدی در تولید کرونا نقش داشته و از این فرصت برای خرید سهام سقوط کرده شرکت های خارجی در چین بهره برده است. همچنین برخی چینی ها را متهم می کنند که چون از نظر فرهنگی ملتی پنهانکار هستند بیماری کرونا را ابتدا مخفی و چون نتوانسته اند بر آن غلبه کنند مجبور به افشای آن شده اند.

روزنامه نیویورک تایمز بر این باور است که ویروس سارس هم که مدت های مدیدی جهان را گرفتار خود کرده بود ابتدا در چین شایع شده بنابراین نظریه کرونا منشا سیاسی داشته است و نباید آن را از نوع بیماری های مشترک انسان و دام تلقی کرد و باید در آینده منتظر چنین حوادث مشابهی از سوی آمریکا، چین با سایر کشورها بود.

در فرض بدبینانه دیگر که چین را عامل انتشار می داند، روزنامه نیویورک پست، در گزارشی توسط استیون دبلیو موشر، رئیس موسسه تحقیقات جمعیت در آمریکا عنوان کرده که ویروس در بزرگترین آزمایشگاه ویروس شناسی چین در ووهان تولید و به بیرون فرار کرده است. اثبات کنترل و مدیریت بحران ها توسط حزب کمونیست چین از دیگر مواردی است که دلیل انتشار ویروس عنوان شده است.

هدف قرار دادن ایران توسط بیوتروریسم؛ سرنگون کردن جمهوری اسلامی و تجزیه ایران از جمله ستاریوهای مطرح از سوی تحلیل گران است که آمریکا و متحدانش سعی در اجرای آن دارند. در سال ۹۸ جنگی ترکیبی پیچیده ای علیه ایران به راه افتاده که ترکیبی از جنگ رسانه ای، اقتصادی، روانی، الکترونیک، سایبرنتیک، ترور و بیوتروریسم است. پس از اجرای طرح های مختلف در به آشوب کشیدن کشور و ترور مستقیم مقامات ارشد ایران، آمریکا، تهران را یکی از اهداف اصلی انتشار ویروس کرونا قرار داد تا به این وسیله، باقیمانده توان نظام جمهوری اسلامی در مدیریت بحران ها، تحلیل برود و ضربات نهایی برای فروپاشاندن آن وارد شود. تضعیف و سرنگونی جمهوری اسلامی با جنگی ترکیبی پیچیده، فرضیه ای است که از سوی مسؤولین نیز بیان شده و شروع کرونا در این سطح نیز به عنوان یکی از عوامل این جنگ مطرح است.

توهم توطئه و تئوری توطئه دانستن بیوتروریسم کرونا؛ در این میان منتقدان و نیروهایی هستند که توسل برخی از مقامات و مسؤولین ایران به موضوع حمله بیولوژیکی به ایران و چین توسط آمریکا را زیر سوال برده و آن را ناشی از سیستم ایدولوژیک و غیر مردمی نظام های بسته علیه افکار عمومی و کشورهای خارجی می دانند. همچنین این انتقاد نیز وجود دارد که مسؤولین جمهوری اسلامی قصد دارند با پیش کشیدن بحث بیوتروریسم، ناکارآمدی و عملکرد ضعیف خود را در جلوگیری از شیوع ویروس کرونا، پنهان کنند و دیگران را مقصر بدانند. این فرضیه از سوی نیروهای اپوزیسیون و معاند نیز بیشتر مطرح می شود که جمهوری اسلامی تبدیل کرونا به بحران فراگیر را قصد دارد پشت فرضیه های آخرالزمانی و جنگ های بیوتروریستی پنهان کند و باعث انحراف افکار عمومی از ناکارآمدی خودش در حل بحران ها شود. 

تایید یا رد فرضیاتی که با دنیای علم و فناوری در ارتباط است، بسیار سخت است. در علوم پزشکی ما شاهد تفسیر پدیده ها و با تجویزها و روش های درمان و پیشگیری هستیم که هر سال با سال بعد ممکن است تفاوت داشته باشند. از این رو بررسی دقیق پدیده شیوع ویروس کرونا در ایران، نیازمند تحقیقات علمی مستقل از سوی پژوهشگران داخلی و استفاده از تجربیات کشورهای متحد و دوست است تا هر گونه انحراف در تحقیقات از بین برود.

تحلیل داده ها و فرضیات به دست آمده از منابع مختلف نشان می دهد که باید به صورت جدی بحث بیوتروریسم را در کنار سایر عوامل شیوع ویروس کرونا جدی گرفت. ژورنال ها و محققانی فرضیه بیوتروریسم را مطرح کرده اند و برای اثبات فرضیه خود، دلایل متعدد علمی بیان کرده اند. از این رو نمی توان به سادگی از کنار چنین تحلیل ها و برداشت هایی عبور کرد و با تئوری توطئه خواندن بیوتروریسم، پرونده چنین موضوع مهمی بسته شود. شرایط کشور ایران در چند سال اخیر، به هیچ وجه عادی نبوده و دولت آمریکا و متحدانش با ابزارهای مختلف تهاجمی سعی در تضعیف و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی داشته اند. روش های پیچیده جنگ روانی و رسانه ای علیه افکار عمومی کشور به کار گرفته شده تا به عنوان مکمل در جنگ اقتصادی عمل کنند. ساز و کار ترکیبی مقابله آمریکا با ایران، فرضیه بیوتروریسم را مطرح و حتی پررنگ می کنند. تحریم غذا و دارو با هدف ایجاد بحران در شرایط فراگیری بیماری های اپیدمیک، نمی تواند بدون هدف باشد. از جمله این اهداف، کاهش اعتماد عمومی به کار آمدی نظام در حل بحران ها و قرار دادن اقشار مختلف جامعه در برابر حاکمیت است. حاکمیتی که با دشمن سازی، به عامل اصلی کمبود کالاهای اساسی به ویژه در حوزه بهداشتی و درمان تبدیل شده است. در این بستر، عامل اصلی تحریم ها یعنی آمریکا تبرئه می شود و مقصر اصلی حاکمیت و سیاست های آن شناخته خواهد شد. از این رو در قالب بحث بیوتروریسم، شیوع کرونا در میان مردم ایران به عنوان مکمل تحریم ها و فشار حداکثری برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی قابل تفسیر است.

در این بین سوالات متعددی نیز درباره اصل وقوع بیوتروریسم در کشور ایران و جهان مطرح می شود. اینکه چه کشوری شروع کننده آن بوده است. آمریکا و چین و در برخی از اخبار، رژیم صهیونیستی و روسیه مطرح هستند. سوال دیگر این است که چرا کشورهای اصلی متهم به بیوتروریسم، خود نیز درگیر آن هستند. کشوری مانند ایتالیا و کره جنوبی که متحدان آمریکا شناخته می شوند، چرا دچار بحران شده اند. آیا کرونا، در کل مانور بیوتروریسم برای حملات برنامه ریزی شده بعدی با ابعاد مرگ و میر بیشتر است؟ ده ها سوال دیگر نیز در این بین وجود دارند که پاسخ روشن به آنها همانگونه که گفته شد، به کشفیات علمی مستقل و همچنین عدم پنهان کاری دولت ها بستگی دارد. بیوتروریسم موضوع ساده ای نیست و به همین دلیل نمی توان به راحتی بازیگر اصلی شیوع ویروس یا عامل اصلی حمله بیولوژیک را مشخص کرد. از این روست که بیوتروریسم می تواند سلاحی در دست دولت هایی باشد که بدون مسئولیت پذیری و تنها به هدف از بین بردن دشمنان دست به هر اقدامی می زنند. آینده جهان در صورت فراگیری استفاده از چنین ابزارهایی، می تواند برای همیشه ناامن و بدون هیچ چشم انداز ثبات بخش باشد. 

کارکرد نظام های سیاسی در اداره و مدیریت جوامع، ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات دشمنان را ضروری می سازد. در عصر کنونی درگیری ها و جنگ ها پیچیده شده و از این رو سرمایه گذاری در حیطه های نو و استفاده از دانش و تجربیات کشورهای متحد و دوست با جدیت باید دنبال شود. جمهوری اسلامی با استفاده از تجربیات مبارزه با ویروس کرونا می تواند فرصتی ایجاد کند تا پایگاه اصلی مبارزه با تهدیدات بیوتروریسمی در منطقه باشد. زیرساخت ها و آزمایشگاه های بیولوژی و  ویروس شناسی با مدرن تر تجهیزات باید مهیا شوند. همانگونه که در برخی از علوم ایران در بین ۱۰ کشور برتر دنیا قرار گرفته، تهدید کنونی می تواند بستر پیشرفت برای آینده را فراهم سازد.

رسانه های داخلی و از جمله صدا و سیما باید علاوه بر امیدبخشی و آگاهی بخشی، در برنامه ها و سیاست گذاری های خود در آینده، ذهنیت عمومی جامعه را با ابعاد پیچیده جنگ و درگیری میان دولت ها آشنا کنند. در صورتی که بیش از فراگیری کرونا، مستندها و برنامه های مربوط به بیوتروریسم به صورت روتین برای جامعه معرفی می شد، افکار عمومی راحت تر این تئوری ها را می پذیرفتند و آن را به تئوری توطئه مرتبط نمی ساختند.

[mediaout][mediaout]

[aparat][aparat]