کد خبر : ۳۴۹۱۵۴
زمان انتشار :
facebook telegram twitter google+ cloob Yahoo print

پایگاه خبری محیط زیست ایران

خط انتقال امید

روزنامه جهان صنعت در گفت وگویی آورده است: اگرچه ایران یک درصد از جمعیت جهان را به خود اختصاص داده است اما سهم آن از منابع آب شیرین تنها سه دهم درصد است.

خط انتقال امید

به گزارش پایگاه خبری محیط زیست ایران، در ادامه گفت و گوی دوم آذر ۱۳۹۹ روزنامه جهان صنعت با محمدوحید شیخ زاده مدیرعامل شرکت فکور صنعت تهران آمده است: ابرپروژه انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی یا به تعبیر رییس دولت دوازدهم «خط انتقال امید» یکی از طرح هایی به شمار می رود که اگرچه در ابتدا با هدف تامین آب مورد نیاز صنایع بزرگ معدنی و صنعتی کلید خورد اما به همگان ثابت کرد که ایفای نقش مشارکت های ایرانی در پیشبرد پروژه های صنعتی حتی در شرایط سخت تحریم می تواند اتفاقات بسیار بزرگی را در جهت توسعه کشور رقم بزند.
در آسیا به ویژه خاورمیانه و قسمت های مرکزی آفریقا جدی بودن بحران کم آبی سبب شده کشورها جهت تامین بخش عمده نیازهای آبی خود به شیرین سازی آب دریا رو بیاورند. نکته جالب توجه اینکه حدود ۴۶ درصد این آب شیرین کن ها در منطقه خاورمیانه واقع شده است که کشورهای عربستان، امارات، کویت و قطر بیشترین برداشت آب از خلیج فارس را انجام می دهند. این کشورها در حالی ظرفیت تولید آب شیرین خود را به شدت افزایش داده اند که سهم ایران از منابع آب شیرین جهان در سطح پایینی قرار دارد.
از این رو اگرچه ایران ۱ درصد از جمعیت جهان را به خود اختصاص داده است اما سهم آن از منابع آب شیرین تنها سه دهم درصد است. این در حالی است که با توجه به شرایط خشکسالی حاکم بر کشور در سال های اخیر و محدودیت منابع آبی در استان هایی همچون هرمزگان، یزد و کرمان، صنایع موجود در این استان ها به خصوص صنایع بزرگ معدنی و صنعتی برای توسعه فعالیت های خود با مشکل مواجه شدند. موضوعی که فعالان بخش خصوصی و مسوولان دولتی را بر آن داشت تا با همکاری یکدیگر مقدمات پیاده سازی ابرپروژه انتقال آب خلیج فارس به نواحی مرکزی ایران را فراهم کنند. به این ترتیب فاز اول این پروژه حدود دو هفته پیش به بهره برداری رسید.


به باور متولیان پروژه انتقال آب خلیج فارس، رمز موفقیت این پروژه چیزی جز نقش مشارکت های ایرانی نیست. بر اساس آنچه محمدوحید شیخ زاده مدیرعامل شرکت فکور صنعت تهران به «جهان صنعت» می گوید، مشارکت بانکی، مشارکت سرمایه گذاران و همچنین مشارکت پیمانکاران در این پروژه باعث شده است تا در مدت زمان کوتاهی یکی از نادرترین پروژه های خاورمیانه در ایران به بار بنشیند. مشارکتی که در حوزه بانکی بانک های تجارت، کشاورزی و سینا در آن ایفای نقش کرده و در حوزه سرمایه گذاری شرکت های گل گهر، چادرملو و مس پا پیش گذاشته اند و در قدم نهایی نیز پیمانکاران این پروژه یعنی مشارکت فام ( شرکت های فکور صنعت، آسفالت طوس و ماشین سازی ویژه) از تمام توان و تخصص خود در این زمینه مایه گذاشته اند.

به باور مهندس شیخ زاده، مشارکت فام یکی از موفق ترین مشارکت های دهه اخیر بوده است که نه تنها در ۱۰ سال اخیر منجر به تحویل بالغ بر ۲۰ پروژه متوسط و بزرگ به کشور شده بلکه همچنان هفت پروژه دیگر نیز در سال جاری توسط این مشارکت به مرحله اجرا خواهد رسید.
در ادامه مصاحبه «جهان صنعت» با مدیرعامل شرکت فکور صنعت را در مورد جزئیات پیدایش این پروژه و همچنین نکاتی در مورد نتایج و تبعات اجتماعی این پروژه و همچنین ضرورت اجرای فاز ۲ و ۳ این طرح بزرگ را می خوانید:
به عنوان سوال نخست بفرمایید که ایده نمک زدایی و انتقال آب خلیج فارس به چه دلیل مطرح شد؟
اصولا شیرین سازی آب دریا و انتقال آن هزینه بر است به دلیل اینکه برای شیرین کردن هر مترمکعب آب، ۴ کیلو وات برق مصرف می شود. این در حالی است که بهترین روش نمک زدایی از آب های شور استفاده از فرآیند اسمز معکوس است، زیرا سیستم پیچیده ای ندارد و راهبری آن قابلیت کنترل بیشتری از دیگر روش ها را دارا است. در واقع سیستم اسمز معکوس که به واسطه فیلتری که به آن ممبران یا غشاء گفته می شود عملیات جداسازی مولکول را انجام می دهد. اما استفاده از روش RO یا فرآیند تصفیه آبی اسمز معکوس (Reverse Osmosis) که در آب شیرین کن ها از آن استفاده می شود، در دنیا گران است در حالی که به دلیل مساله انتقال آب که برای کشورها بسیار استراتژیک است، باز هم از آن استفاده می شود.


در واقع در کشورهایی مثل ایران که کشوری خشک است و در آن خشکسالی وجود دارد، مساله آب بسیار قابل اهمیت می شود. برآوردها نشان می دهد که میزان بارش ایران در سال کم است به طوری که کشور ما تنها کشور دنیاست که در دو دهه خشکسالی اخیر، بالانس منفی دارد. به این معنا که در ایران سالی ۴ میلیارد مترمکعب اضافه برداشت آب از زمین انجام می شود. این در حالی است که هرچه سطح آب های زیرزمینی کشور افت کند، نشست زمین بیشتر می شود و در نهایت زمین خشک تر می شود که به آن زلزله خاموش می گویند.
نکته قابل تامل اینکه خطر فرونشست زمین، بیش از یک دهه است که در ایران به صدا درآمده و سازمان جهانی به همراه کارشناسان محیط زیست و مدیریت منابع آبی، بارها نسبت به بحران آب در ایران هشدار داده اند اما متاسفانه کسی باور نمی کند که آب نیست. نکته دیگر اینکه برداشت بی رویه و غیراصولی آب های زیرزمینی باعث می شود امکان کشاورزی، ایجاد خطوط ریلی و جاده و… به کلی از بین برود و مشکلات محیط زیستی نیز به وجود آید. همان طور که در برخی شهرهای کشور با چالش ریزگردها مواجه هستیم که به همین علت است. به عبارتی خاصیت مویینگی و رطوبت زمین که از بین می رود، گرد و خاک ایجاد می شود. نکته اساسی تر اینکه بسیاری از دشت های ایران به دلیل نشست زمین و زلزله خاموش نابود شده است. به گفته کارشناسان، ۳۰۰ دشت از ۶۰۰ دشت ایران خشک و بسیاری از آنها دشت ممنوعه اعلام شده اند.
بر همین اساس ایران نیز همچون سایر کشورهای دنیا به فکر استفاده مفید از آب دریا، نمک زدایی و انتقال آن افتاد تا به این وسیله از بحران کم آبی در برخی شهرها جلوگیری کند و این پروژه را به عنوان الگو در سایر شهرها نیز پیاده سازی کند.


پروژه انتقال آب خلیج فارس از کجا کلید خورد؟
نطفه این پروژه به عنوان طرحی که یکی از نیازهای آبی منطقه را رفع و زمینه توسعه صنعتی و معدنی را فراهم می کند، در شرکت معدنی و صنعتی گل گهر ایجاد شد. در واقع زمانی که شرکت گل گهر در سال ۹۲ در حال تدوین برنامه ۲۰۲۰ خود و برنامه ریزی برای تولید ۲۰ میلیون تن کنسانتره، ۲۰ میلیون تن گندله و ۵ میلیون تن فولاد بود، به این باور رسید که برای دستیابی به این برنامه ها با معضل آب روبه رو است. از این رو ایده طرح این پروژه در زمان مدیریت محمد جلال مآب و مهندس یاری مطرح شد و مورد تایید قرار گرفت. اما از آنجا که حجم کار بسیار سنگین بود و به تنهایی اقتصادی نبود، شرکت چادرملو در زمان مدیریت مهندس نوریان نیز به پروژه ملحق شد. همچنین شرکت ملی مس نیز در زمان مدیریت مرادعلیزاده به این پروژه اضافه شد و این سه شرکت در نهایت شرکتی را به نام تامین و انتقال آب خلیج فارس (WASCO) تاسیس کردند که مهندس میرعلی یاری به عنوان مجری طرح انتخاب شد.
با توجه به کمبود منابع آبی سوالی که پیش می آید این است که چرا صنایع معدنی را در مناطقی که آب وجود دارد تاسیس نمی کنند؟
واقعیت این است که معادن معمولا در مناطقی وجود دارند که آب در آنجا وجود ندارد یا کم است. بنابراین دو فرآیند برای تامین آب صنایع وجود دارد. نخست اینکه سنگ آهن را با ریل و جاده کنار آب ببرند و کارخانه فرآوری و فولاد تاسیس کنند یا اینکه همین آب گران را کنار صنعت ببرند. این در حالی است که ارزیابی های انجام شده نشان داد که اگر حتی برای شیرین سازی و انتقال آب هر مترمکعب آب ۳۰ هزار تومان هزینه شود، این اقدام برای صنایع ارزش دارد. همان طور که در حال حاضر نیز همین میزان هزینه انجام می شود تا بعد از شیرین سازی، آب را به نزدیکی معادن و کارخانه های فرآوری انتقال دهیم.
نکته دیگر اینکه برخی استان های کشور ازجمله استان های اصفهان، یزد و کرمان در معرض تنش آبی قرار دارند و ممکن است مشکلات عدیده ای برای آنها به وجود بیاید. از این رو تامین آب مورد نیاز این شهرها از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. این در حالی است که انتقال حوزه به حوزه آب باعث دردسرهای زیادی می شود همان طور که در مقطعی شاهد اعتصاب مردم اصفهان به دلیل انتقال آب به یزد بودیم.


مراحل کار در این پروژه دارای چند بخش است؟
این پروژه دارای سه بخش است که بخش اول به آب گیری از دریا و ذخیره سازی آن در مخزن های بسیار بزرگ اختصاص دارد که اصطلاحا به آن intake می گویند. بخش دوم مربوط به شیرین سازی با راندمان ۲۰ درصد و برگشت آب شور به فاصله ۵ کیلومتری به آب دریاست. به طور مثال از هر ۵ مترمکعب آبی که گرفته می شود، ۱ مترمکعب آب شیرین به دست می آید و ۴ مترمکعب آب شور به دریا بازمی گردد. در بخش سوم نیز آب از واحد شیرین سازی به همراه ایستگاه های پمپاژ به طول ۸۱۰ کیلومتر انتقال پیدا می کند.


منابع مالی این پروژه به چه صورت تامین شد؟
مجریان طرح انتقال آب خلیج فارس از آنجا که منابع مالی لازم برای راه اندازی این پروژه را در اختیار نداشتند، پس از تقسیم بندی این پروژه بزرگ به سه فاز، برای آن مناقصه برگزار کردند. فاز اول نمک زدایی ۱۴۰ میلیون مترمکعب آب در سال، فاز دوم ۱۶۰ میلیون مترمکعب آب در سال و فاز سوم نیز حدود ۱۶۰ میلیون مترمکعب آب را دربر می گرفت که جمعا نمک زدایی ۵۴۰ میلیون مترمکعب آب را شامل می شود.
بر این اساس پس از برگزاری مناقصه این شرط گذاشته شد که هر شرکتی که موفق به پیروزی در این مناقصه شد باید ۷۰ درصد منابع مالی مورد نیاز را تامین کند. به این ترتیب مشارکت فام (شرکت های فکورصنعت، آسفالت طوس و ماشین سازی ویژه) وارد عمل شد و با ایفای نقش ۴۰ درصدی فکورصنعت، مشارکت ۴۰ درصدی آسفالت طوس و همچنین مشارکت ۲۰ درصدی ماشین سازی ویژه، شرکتی به نام «شاخص» به معنای شرکت انتقال خطوط آب صنایع از خلیج فارس را تشکیل داد. سپس در سال ۹۳ حدود ۱۰۰ میلیارد تومان منابع مالی از طریق این مشارکت تامین شد. این در حالی است که خود کارفرما یعنی شرکت انتقال آب خلیج فارس تنها ۳۰ میلیارد تومان منابع مالی به این پروژه تزریق کرد که نشان دهنده نسبت ۷۰ به ۳۰ فام به کارفرماست که نشان دهنده نقش بسیار مهم شرکت شاخص و مشارکت فام بود.


در این پروژه از فاینانس یا اعتبارات اسنادی وارداتی استفاده نشده است؟
پیش از تحریم ها برای تامین مالی مابقی پروژه، شرکت فکورصنعت فاینانسی را از چین آورد اما زمانی که ایران تحریم شد، به دلیل تحریم ها کارفرما نتوانست از این فاینانس چین که از طریق شرکت NFC چین بود، اقدام کند. بنابراین شرکت فکورصنعت با ارتباطاتی که داشت، چند اقدام اساسی انجام داد؛ نخست اینکه ما در مناقصه با اختلاف فاحش برنده شدیم و پس از آن یک کنسرسیوم بانکی با رهبری بانک تجارت را تشکیل دادیم که در زمان مدیرعامل وقت ابراهیم مقدم انجام شد. در این میان بانک کشاورزی در زمان شهیدزاده و بانک سینا نیز به میدان آمدند و در نهایت توانستند در زمان صفدر حسینی ۲۴۸ میلیون یورو وام از صندوق توسعه ملی دریافت کنند. نام صندوق توسعه ملی در گذشته صندوق ذخیره ارزی بود به طوری که شاید بتوان گفت وام انتقال آب خلیج فارس اولین وام صندوق توسعه ملی بوده است.
از این رو باید همین جا از نقش کلیدی و اساسی بانک تجارت، بانک کشاورزی و صندوق توسعه ملی تقدیر به عمل آورد چراکه اگر اینها نبودند، این پروژه به اینجا نمی رسید. در این میان پذیرنده ال سی نیز نقش قابل توجهی در این پروژه داشت چراکه شرکت NFC چین به عنوان شریک راهبردی شرکت فکور صنعت به میدان آمد و با بازگشایی ال سی، شرایط تامین تمام تجهیزات خارجی و حتی داخلی را فراهم کرد.


آیا از تجهیزات اروپایی در این پروژه استفاده شده است؟
ما در زمان برجام توانستیم پمپ های این پروژه که از بزرگ ترین پمپ های انتقال آب دنیا به قدرت ۵/۵ مگاوات است را از آلمان تهیه کنیم. به این ترتیب ۴۲ پمپ از شرکت کا.اس.ب KSB آلمان که بزرگ ترین تولیدکننده پمپ در دنیا است، خریداری کردیم. همزمان یک دستگاه از این پمپ ها نیز در اختیار شرکت های داخلی قرار گرفت که با مهندسی معکوس بومی سازی شد. همچنین موتورها و تجهیزات برقی این پروژه نیز از شرکت ABB سوییس تهیه شد. این در حالی است که سوپروایزرهای این شرکت ها به دلیل تحریم ها برای نصب و راه اندازی تجهیزات به ایران نیامدند و کارشناسان داخلی کار نصب و راه اندازی قطعات و تجهیزات را ه انجام رساندند. با این حال جالب است بدانید از زمانی که ال سی گشایش پیدا کرد و با کمک متخصصان داخلی پروژه را به اتمام رساندیم، کمتر از سه سال زمان برد که چنین اتفاقی در پروژه های بزرگ کشور کم سابقه است.


درست ساعاتی پس از بهره برداری از فاز اول پروژه انتقال آب خلیج فارس، برخی از رسانه های خارجی در مورد زیان مردم و محیط زیست در پی افتتاح این پروژه مطالبی را عنوان کردند. لطفا در این خصوص توضیح دهید.
واقعیت این است که این پروژه کاملا با محیط زیست سازگار است به طوری که تمام مجوزهای شرکت ILF اتریش در حوزه مطالعات زیست محیطی را برای این اقدام دریافت کردیم. به این ترتیب تمام ملاحظات محیط زیستی در این خصوص در نظر گرفته شده تا برای آبزیان خلیج فارس مشکلی در دریا ایجاد نشود و شوری آبی که به دریا برمی گردد، تقریبا با شوری آب دریا برابر باشد و با سیستم های خاص طوری در پنج کیلومتری دریا رها شود که آبزیان دچار مشکل شوند. با این حال شاهد این هستیم که برخی رسانه های خارجی در پی تخریب این پروژه هستند اما زمانی که کشورهای عربستان یا امارات در حال برداشت آب از دریا بودند، واکنشی نسبت به این موضوع نشان ندادند؛ موضوعی که نشان می دهد جریان تخریبی علیه کشور شکل گرفته است به طوری که ما باید این مسیر را ادامه دهیم.
در این خصوص جالب است بدانید که عربستانی ها سالیانه ۲.۴ میلیارد مترمکعب آب از خلیج فارس برداشت می کنند که ۴.۱ میلیارد مترمکعب آن به آب شیرین تبدیل می شود. از طرفی اماراتی ها سالیانه ۹۰۰ میلیون مترمکعب آب برداشت می کنند که ۳۰۰ میلیون مترمکعب آن تبدیل به آب شیرین می شود. این در حالی است که کشور ما تا قبل از پروژه انتقال آب خلیج فارس تنها ۳۰ تا ۴۰ میلیون مترمکعب آب شیرین از دریا برداشت می کرد، اما با اجرایی شدن فاز اول این پروژه که ۱۵۰ میلیون مترمکعب در سال است و همچنین ۲۰۰ میلیون مترمکعب در فاز دوم، به جایگاه امارات دست پیدا می کنیم و در صورتی که فاز سوم این پروژه اجرایی شود، نفر دوم منطقه در حوزه برداشت آب از خلیج فارس خواهیم شد که در این مقطع نیز با برداشت سالیانه ۵۵۰ میلیون مترمکعب آب از دریا، یک سوم کشور عربستان آب از خلیج فارس برداشت خواهیم کرد.


به نظر شما رمز موفقیت این پروژه چه بوده است؟
در این خصوص باید به نقش مشارکت های ایرانی در ابرپروژه انتقال آب خلیج فارس اشاره کرد چراکه به عقیده بنده رمز موفقیت این ابرپروژه سه مشارکت بانکی، سرمایه گذاری و پیمانکاری بوده که در بخش اول بانک های تجارت، کشاورزی و سینا، در بخش دوم شرکت های گل گهر، چادرملو و مس و در بخش سوم یعنی قسمت پیمانکاری شرکت های فکور صنعت، آسفالت طوس و ماشین سازی ویژه ایفای نقش کرده اند. از این رو به نظر می رسد که باید به مشارکت های بزرگ ایرانی در ابرپروژه ها بها داد. همان طور که در حال حاضر شاهد این هستیم که مشارکت فام یکی از موفق ترین مشارکت های دهه اخیر بوده و منجر به افتتاح بسیاری از پروژه های بزرگ صنعتی و معدنی در کشور شده است.


در مورد نقش مشارکت فام در این پروژه بیشتر توضیح دهید.
در این پروژه مشارکت و تقسیم کار فام بسیار تاثیرگذار بود. به عنوان مثال شرکت آسفالت طوس به عنوان یک شرکت بسیار باسابقه و قوی در حوزه اجرا نقش کلیدی ای را در این پروژه ایفا کرد و توانست از ۳۰۰ کیلومتر ابتدایی، ۱۵۰ کیلومتر اول را با ۴ ایستگاه پمپاژ و خط لوله کامل کند. شرکت ماشین سازی ویژه نیز ۱۵۰ کیلومتر دوم را به همراه ۳ ایستگاه پمپاژ و ذخیره سازی انجام داد. نقش شرکت فکور صنعت در این پروژه نیز بیشتر رهبری، تامین مالی و اجرای بخش برق و ابزار دقیق بود. در این پروژه تمام سیستم های کنترل برق و ابزار دقیق را شرکت فکور صنعت انجام داده است. به این ترتیب می توان گفت مشارکت فام یکی از موفق ترین مشارکت ها در ایران است که این شرکت ها توانستند از نقاط قوت همدیگر استفاده کنند. در این میان البته نقش مهندس یاری به عنوان رهبر و مجری این طرح و تیم شرکت انتقال آب خلیج فارس نیز حائز اهمیت است.


مشارکت فام تا پایان سال جاری چند پروژه را به کشور تحویل خواهد داد؟
این شرکت پروژه های متعددی را با مشارکت «فام» (ترکیب فکور صنعت، آسفالت طوس و ماشین سازی) در دست اجرا دارد که تا پایان امسال هفت پروژه بزرگ را تحویل خواهند داد. سه مورد از این پروژه ها در موضوع گندله سازی، سه مورد کنسانتره سازی و همچنین یک مورد فاز نخست مگا پروژه انتقال آب خلیج فارس است که حدود دو هفته پیش به بهره برداری رسید. در این خصوص می توان به پروژه ۵.۲ میلیون تنی گندله سازی سنگان با مشارکت «فام سنگان» اشاره کرد. پروژه پنج میلیون تنی گندله سازی «سه چاهون» بافق یزد نیز که دارای بزرگ ترین کوره دوار خاورمیانه است و با مشارکت شرکت کوبه استیل ژاپن اجرایی شده، مورد دوم است.بهره برداری از فاز نخست بزرگ ترین پروژه انتقال آب کشور از بندرعباس تا سیرجان نیز مورد سوم است که در این ماه با مشارکت فام اجرایی شد.

دی ماه آینده، همچنین پروژه گندله سازی پنج میلیون تنی گهرزمین که از سوی آسفالت طوس و اتوتک انجام شده، راه اندازی و بهمن ماه آتی خط سوم کنسانتره سازی گهرزمین به ظرفیت ۵.۲ میلیون تن با مشارکت گهرفام تحویل خواهد شد. پروژه سنگ شکنی ۱۴ میلیون تنی گل گهر با سرمایه گذاری ۸۰۰ میلیارد تومانی با مشارکت فام نیز یکی دیگر از این پروژه هاست. همچنین در اسفند ماه نیز کنسانتره سازی ۵.۲ میلیون تنی فولاد شرق کاوه در سنگان (متعلق به بنیاد مستضعفان) با مشارکت فکورصنعت و ماشین سازی ویژه تحویل داده خواهد شد.


به عنوان کلام آخر اگر صحبتی دارید بفرمایید.
این پروژه به همگان ثابت کرد که کشور ما دارای ظرفیت ها و توانمندی های بالایی است که اگر اراده جدی و همکاری مناسب برای پیشبرد برنامه های توسعه ای وجود داشته باشد، حتی در سخت ترین شرایط تحریم نیز به بهره برداری می رسد . بنابراین به عقیده بنده باید با همکاری بخش خصوصی و مسوولان دولتی مقدمات اجرایی بسیاری دیگر از پروژه های تاثیرگذار در کشور حتی در شرایط تحریم مهیا شود تا به این وسیله بتوان دست کم از بخش معدن به عنوان یکی از حوزه های با ارزش افزوده بالا و جایگزین مناسب برای درآمدهای نفتی، نهایت استفاده را برد.

کلید واژه :

خط انتقال آب

ثبت نظرات
captcha